... گنجینه ادب

... گنجینه ادب


از تو حرف می‌زنم
چنان نوبرانه می‌شوم ؛
که بهار هم
دهانش آب می‌افتد ...!


تو زندگی هیچوقت حسرت 
کارهایی که کردی رو نمیخوری؛
بلکه حسرت چیزایی رو میخوری 
که انجامشون ندادی!


هرگاه از خوبی‌ کسی صحبتی به میان آید دیگران سکوت می‌کنند
و هرگاه از بدی کسی حرفی شود، 
اظهار نظرها آغاز می گردد و آنها نمی دانند

با اینکار خودشان را معرفی کرده اند و نه دیگری را.


آدمهایی که میگن تو نمیتونی
دقیقأ آدمهایی هستن که
می ترسن تو بتونی ...


درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست ...



لحظه ها را گذراندیم
که به خوشبختی برسیم؛
غافل از آنکه
لحظه ها همان
خوشبختی بودند...



👤 علی شریعتی


امشب ،
غمگینانه ترین سطر ها را مینویسم :
دوستش داشتم !
و او نیز ،
گاهی دوستم میداشت !


درکتاب گناهان کبیره برای انسان چه گناهی را سراغ داری 

که بزرگتر از تکرار تجربه هایش باشد؟؟


انسان دو نوع معلم دارد:
" آموزگار " و " روزگار "
هر چه با شیرینی از اولی نیاموزی
دومی با تلخی به تو می آموزد 

اولی به قیمت " جانش "
دومی به قیمت " جانت"